تبليغاتX
تنهایی بیا تو
 
به خونه خودت خوش اومدی...(id :hootan_1989)
   
 

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت

بازم بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتي اگه توش شکست

بخوري ...اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر

اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره!!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

 

زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه ، كه در دهان گس تابستان است.
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا،
لمس تنهايي "ماه"، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر.

زندگي شستن يك بشقاب است.


زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.
زندگي "مجذور" آينه است.
زندگي گل به "توان" ابديت،
زندگي "ضرب" زمين در ضربان دل ما،
زندگي "هندسه" ساده و يكسان نفسهاست.                                                                         
                                                                                                                                         

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                        ** مقبره کورش کبیر پاسارگاد **

    به نام خدا آفريننده جان و خرد 

بيدار شو ، نگاه كن

با تو و سرزمينت چه مي كنند!!

كجايي تا ببيني به آن يك وجب خاكي  كه آرزو كردي  در آن

به آرامش برسي نيز حسادت مي كنند .

گفتي مي خواهم اينجا در خاك سرزمينم بياسايم !

گفتي نمي خواهم كسي مزاحم آرامشم شود !

ولي افسوس در نبودت نيز به تو و روح بلندت بخل مي ورزند

گفتي مي خواهم ذرات بدنم تبديل به خاك ايران شود

اما من مي دانم ذره ذره وجودت از اين قدر ناسپاسي مي لرزد

برخيز و ببين فرزندان ايران سرفراز تو فقط و فقط تماشاچيند.

تنها نظاره گر نابود شدن آرامگاه تو اند .

اي كاش بيدار مي شدي كورش بزرگ ،

 اي كاش بيدار مي شدي پدر ايران

ببين با تو و سرزمينت چه كردند !

و ما هم نظاره گري بيش نيستيم !!!

 

به ایرانی بودنه خود افتخار میکنم اما...

 

افسوس...

 

          
 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

پ

 

 احساس را چطور میفهمی؟

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

ولنتاين در قرن اول ميلادي در روم زندگي مي كرد
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهي جنگجو به نام كلادسيوس بود كه دوست داشت سربازان براي حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولي مردها نميخواستند بجگند، و كلادسيوس اين كمبود سرباز را ناشي از سستي مردها در ترك عشق مي دانست، پس همه نامزدي ها و ازدواج ها ملغي اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاين كه در آن زمان يك كشيش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماريوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج هاي جوان را به طور سري به عقد هم درآورند

پس از با خبر شدنِ پادشاه از اين قضيه براي سر والنتين مقدس جايزه تعيين شد و او زنداني شد.
وقتي در زندان بود بسياري از كساني كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به ديدنش رفتند
.
آنها گل و نامه هاي محبت آميز خود را از بالاي ديوار زندان پرتاب مي كردند
.
تا اينكه سرانجام در روز 14 فوريه سال 269 قبل از ميلاد به قتل رسيد
.
يكي از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به ديدارش مي آمد و چند ساعتي با هم صحبت ميكردند

روزي كه قرار بود والنتين كشته شود نامه اي براي تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله در سال 496 بعد از ميلاد، پاپ جلاسيوس 14 فوريه را به افتخار او روز ولنتاين ناميد. از سالها قبل روز 14 فوريه كساني كه يكديگر را دوست داشته اند براي هم هدايايي ساده اي چون گل مي فرستادند.

در نقاط مختلف دنيا در اين روز مراسم مختلفي برگزار مي شود كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

در انگلستان كودكان به شيوه بزرگسالان لباس مي پوشيدند و مي خواندند

صبحت بخير، ولنتاين
قفل هايت را مثل قفل هاي من باز
كن
دوتا و سوي بعد از آن

صبحت بخير
ولنتاين
در ولز ، روز 14 فوريه مردم به هم قاشق هاي چوبي هديه مي كنند كه روي آنها را با قلب و كليد تزيين كرده اند اين اشياي تزئيني به اين معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردي

در قرون گذشته در اين روز مردي كه دختري را دوست داشته برايش لباس هديه مي فرستاده اگر دختر هديه را مي پذيرفته به معناي پذيرفتن خواستگاري او بوده است.
*بعضي مردم عقيده دارند اگر در روز ولنتاين يك سينه سرخ بالاي سر دختري پرواز كند به معني اين است كه او با يك دريا نورد ازدواج خواهد كرد.

اگر يك گنجشك ببيند يعني شوهرش فقير ولي بسيار خوش اخلاق است و اگر يك سهره ببيند به معناي ازدواج با يك مرد ميليونر خواهد بود
افسانه ديگري نيز مي گويد اگر يك دختر يك سيب را از دم گرفته بچرخاند ودر همين حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بياورد با پسري ازدواج خواهد كرد كه در زمان ايستادن سيب نامش در زبان او بوده است و اگر همين سيب را از وسط بدو نيم كند تعداد تخمه هاي سيب تعداد فرزندان او خواهد بو

اینم آپم وسه ولن تایم..د

Valentine

V victor of love

A adoring u

I I love u

E everything 4 u

N need u

T thinking of u

I i miss u

N nothing but u

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
 

 

قصه‌ آدم، قصه‌ يك‌ دل‌ است‌ و يك‌ نردبان. قصه‌ بالا رفتن، قصه‌ پله‌ پله‌ تا خدا. قصه‌ آدم، قصه‌ هزار راه‌ است‌ و يك‌ نشاني.قصه‌ جست‌وجو. قصه‌ از هر كجا تا او.قصه‌ آدم، قصه‌ پيله‌ است‌ و پروانه، قصه تنيدن‌ و پاره‌ كردن. قصه‌ به‌ درآمدن، قصه‌ پرواز. . .

 

من‌ اما هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ همان‌ دلي‌ كه‌ روي‌ اولين‌ پله‌ مانده‌ است، دلي‌ كه‌ از بالا بلندي‌ واهمه‌ دارد، از افتادن.
پايين‌ پاي‌ نردبانت‌ چقدر دل‌ افتاده‌ است!
دست‌ دلم‌ را مي‌گيري؟ مواظبي‌ كه‌ نيافتد؟
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ هزار راه‌ و يك‌ نشاني.
نشاني‌ ات‌ را اما گم‌ كرده‌ام. باد وزيد و نشاني‌ات‌ را بُرد.
نشاني‌ات‌ را دوباره‌ به‌ من‌ مي‌دهي؟ با يك‌ چراغ‌ و يك‌ ستاره‌ قطبي؟
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه‌ پيله‌ و پروانه، كسي‌ پيله‌ بافتن‌ را يادم‌ نداده‌ است. به‌ من‌ مي‌گويي‌ پيله‌ام‌ را چطوري‌ ببافم؟
پروانگي‌ را يادم‌ مي‌دهي؟
دو بال‌ ناتمام‌ و يك‌ آسمان‌
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
 

 

 

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ٬

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست٬

که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی" مجذور" آئینه است

زندگی گل به"توان "ابدیت٬

زندگی "ضرب" زمین در ضربان دل ما٬

زندگی" هندسه "ساده ویکسان نفسهاست.

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

به یاد آن روز که در صفحه شطرنج

دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت

مات شدم.....

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
 

 

 

 

 

عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟

 عشق فقط ميگه تو مال مني...

عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟

   فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني... 

 عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟

  فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته...

عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟

     فقط ميگه هميشه با مني...

 عشق نمي پرسه که دوستم داري؟

       فقط ميگه دوستت دارم...

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
   
   

 

افسوس که نه من گفتم و نه تو پرسيدي

 

افسوس که نه من دانستم و نه تو خواستي که بدانم

 

 اي کاش براي يک نفس تنها براي يک نفس به حرف دلم گوش مي کردي

 

شايد ،شايد حرف دلم تو را خوشايند مي آمد :دوستت دارم...... 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط هوتن
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور